الحاكم الحسكاني (مترجم: روحانى)

101

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (فارسى)

ابن عباس بيان مىكند : چون رسول اللَّه از آسمان فرود آمد ، اكراه داشت براى مردم چيزى از اين حديث را نقل كند ؛ چون مسلمانان را قريب العهد به زمان جاهليت مىدانست و شرايط را مناسب نمىديد . تا اين كه آيهء شريفه فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ . . . بر آن حضرت نازل شد . باز هم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله تحمّل كرد و چيزى آشكار نكرد تا آيهء شريفه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . نازل شد و تكليف را نهايى كرد . در اين زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به بلال حبشى ، موذّن اختصاصى ، امر فرمود اذان بگويد تا همهء مردم در غديرخم جمع شوند . چون همه جمع شدند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر بلندى ايستاد و فرمود : اى مردم ! خداى سبحان مرا به رسالت برگزيد و فرمان داد تا على عليه السّلام را به ولايت معرّفى كنم . امّا در اين كار درنگ كردم ، چون خوف داشتم مرا متهم كنيد و ترسيدم در ابلاغ ولايت پسر عمّ خود مرا تكذيب كنيد . تا اين كه خداى رحمان مرا مورد عتاب قرار داد و ابلاغ ولايت على عليه السّلام را بر من فرمان داد . و فرمود : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ سپس دست على عليه السّلام را گرفت در ميان جمعيت حاضر ، بلند كرد به گونه‌اى كه زير بغل‌هاى او مكشوف شد . آن‌گاه فرمود : « ايّها النّاس ! اللَّه مولاى و انا مولاكم فمن كنت مولاه فعلى مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصر و اخذل من خذله » . در پايان مراسم معارفه ، بر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله ، آيهء شريفهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نازل شد .